نگاه کردن به تعطیلی سراسر کشور اخبار فرهنگی و هنری

نگاه کردن به: تعطیلی سراسر کشور اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار سیاست خارجی توانمندی دفاعی ایجاد کرده‌ایم تا صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد / ظریف

محمد جواد ظریف در مقاله‌ای در نشریه آتلانتیک تاکید کرد: توانمندی بومی دفاعی ایجاد کرده‌ایم تا در آینده صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد.

توانمندی دفاعی ایجاد کرده‌ایم تا صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد / ظریف

ظریف: توانمندی دفاعی ایجاد کرده ایم تا صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد

عبارات مهم : ایران

محمد جواد ظریف در مقاله ای در نشریه آتلانتیک تاکید کرد: توانمندی بومی دفاعی ایجاد کرده ایم تا در آینده صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد.

به گزارش ایسنا، متن کامل این مقاله بدهید شرح است: ایرانیان در منطقه ای بی ثبات و دارای پرسشها زیاد زندگی می کنند. نمی توانیم جغرافیا را عوض کردن دهیم، ولی منطقه ما هر لحظه چنین پرآشوب نبوده هست. بدون این که بخواهیم خیلی در تاریخ به عقب برگردیم- اگرچه به عنوان ملتی باستانی معیار خاطرات ما هزاره هاست، ونه دهه ها یا حتی قرن ها- با قطعیت می شود گفت که منطقه ما از زمانی دستخوش نا امنی و بی ثباتی گردید که نیروهای خارجی و در واقع قدرت های کاملا “بیگانه” وارد شدند و شروع به مداخله کردند.

توانمندی دفاعی ایجاد کرده‌ایم تا صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد / ظریف

اکتشاف نفت، دارویی که غرب به زودی به آن اعتیاد یافت، صرفا به تقویت حضور و نمود قدرت های استعماری در منطقه منجر شد و متعاقبا مسابقه های دوره جنگ سرد- که هر دو عامل در تصمیم دولت های آمریکا و انگلیس جهت سرنگونی دولت قانونی و مشروع کشور عزیزمان ایران در سال ١٩٥٣ موثر بود- زمینه های مداخله هرچه زیاد ابرقدرت ها و قدرت های خارجی را فراهم ساخت.

امروز، آنچه این مداخلات به همراه آورده هست، یک خاورمیانه از هم گسیخته هست. متحدان دیرپای غرب، بیش از آنکه به آمال و پرسشها ملت های خودشان توجه کنند، ثروت خود را هزینه خرید اسلحه و تسلیح خود می کنند و ثروت های حاصل از منابع طبیعی خود را به غرب می فرستند. آنها بیش از میلیاردها دلار از این ثروت را نیر هزینه ترویج وهابیت- یک ایدئولوژی قرون وسطایی تتفر و انزوا- از شرق دور تا آمریکا می نمایند. آنها حامی بازیگران غیردولتی شرکت یافته ای هستند که پیگیر انتقام جویی مخرب از طریق ترور و جنگ های داخلی هستند و از جمله در مورد افغانستان، دو کشور عربستان سعودی و امارات متحده عربی تا جایی پیش رفتند که طالبان را رسما به عنوان دولت افغانستان به رسمیت شناختند- و به این ترتیب دو کشور از فقط سه کشوری در دنیا بودند که این شناسایی را انجام دادند. با این حال، دولت آمریکا چشم بر این ایدئولوژی و تامین مالی آن بست که به ایجاد القاعده – و شعبه های جدیدتر آن مشمول بر داعش، جبهه النصره، احرار الشام، جیش الاسلام، بوکوحرام، الشباب و نظایر آن- و همچنین بدترین حمله تروریستی در خاک آمریکا بعد از پرل هاربر گردید. امروز نشانه از حضور نظامی آمریکا در منطقه، دیگر صرفا مقابله با تهدیدات نسبت به منافع آمریکا نیست، بلکه مقابله با تهدیدات تروریستی است که تحت حمایت همان متحدانی گسترش یافته اند و اکنون شهرهای اروپایی و آمریکا در معرض آن هستند.

محمد جواد ظریف در مقاله‌ای در نشریه آتلانتیک تاکید کرد: توانمندی بومی دفاعی ایجاد کرده‌ایم تا در آینده صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد.

این متحدان غرب- که در طول تاریخ کوتاه خود بر ضدیت با کشور من اصرار کرده اند- به کشور عزیزمان ایران بعد از انقلاب اسلامی حمله کردند؛ انقلابی که ما را ازیک دیکتاتوری کم و بیش مشابه آنها رهایی داد و به ما اجازه داد تا راه مستقل و مسالمت آمیز غیروابسته به شرق و غرب را در تاریخ پیدا کنیم. در حالیکه ما به میل خود نقش ژاندارم منطقه را کنار گذاشته بودیم، این متحدین غرب به تامین مالی و تسلیحاتی و حمایت از صدام حسین در حمله به کشور عزیزمان ایران پرداختند. جنگ هشت ساله صدام بر علیه کشور عزیزمان ایران هیچ نتیجه ای جز فوت و خرابی نداشت، از جمله نخستین استفاده میدانی از تسلیحات شیمیایی بعد از جنگ جهانی اول- به وسیله صدام برعلیه سربازان و شهروندان ایرانی- که با سکوت کرکننده جامعه جهانی همراه بود. ما ایرانی ها، به جرم این که جرات داشتیم و رهایی مان را از استبداد داخلی و سلطه خارجی اعلام کردیم، مورد تنبیه قرار گرفتیم و حتی از تسلیحات اولیه دفاعی محروم شدیم؛ حتی زمانی که شهرهای ما در میان هلهله و خوش حالی همسایگان عربمان موشکباران می شد. یکی از این همسایه ها کویت بود که یکی از حامیان مهم صدام در جنگ با کشور عزیزمان ایران محسوب می شد و به وی در فروش نفتش کمک می کرد. با این حال مدت کوتاهی بعد از جنگ، کویت خودش قربانی جاه طلبی های صدام قرار داده شد و به آن حمله شد. با این وجود، ما تصمیم به حمایت از حاکمیت کویت در جهت حفظ صلح و ثبات منطقه ای گرفتیم، آن هم زمانی که صدام پیشنهاد شراکت در غنایمش را به ما داده بود و حتی جنگنده هایش را در ظاهر جهت حفاظت و در واقع جهت تطمیع ما به همراهی با خودش به کشور عزیزمان ایران فرستاده بود. رهبری کشور عزیزمان ایران به طور قاطع و علی رغم دشمنی پیدا و پنهان بعضی دولت های خلیج فارس از وقت انقلاب، این پیشنهاد وسوسه انگیز را رد کرد. ما ترجیح دادیم همسایگانمان در خلیج فارس کشورهایی پایدار، برقرار و مستقل بمانند تا این که رضایتی کوتاه مدت از مشاهده این که آنها به سزای اعمالشان رسیده اند، به دست آوریم.

امروز بعضی از این دولت ها- به خاص عربستان سعودی و امارات عربی متحده و در اثر لابی پرهزینه آنها، ایالات متحده آمریکا- ادعا می کنند که کشور عزیزمان ایران در امور اعراب دخالت می کند و نا امنی را در منطقه می گستراند. طرفه آنکه، این همین کشورها هستند که جنگ را به کشور عرب همسایه ارزش یمن تحمیل کردند، به بحرین تجاوز کردند، کشور خویشاوندشان قطر را تحریم کردند، گروههای تروریستی در سوریه را حمایت مالی و تسلیح کردند و از یک کودتای نظامی در مصر علیه یک دولت منتخب مردم حمایت کردند و همه این ها در حالی است که آزادی های اساسی بدیهی را از مردم بی قرار خودشان دریغ می کنند. در مقابل، کشور عزیزمان ایران که از همه همسایگان خود به عنوان یک کشور مستقل نیرومند تر و قدیمی تر هست، در سه قرن گذشته به هیچ کشور دیگری حمله نکرده هست. کشور عزیزمان ایران در امور داخلی همسایگانش دخالت نکرده و نخواهد کرد.

با این وجود، “امور عربی” به کشور عزیزمان ایران ربط دارد. و از گفتن این ابایی نداریم که بگوییم “مسایل غیر عربی” هم به آنها مربوط هست. چطور می شود به هم مربوط نباشند؟ هنگامی که مرزها، آب ها و منابع یکسان داریم و هنگامی که از فضای هوایی یکدیگر پرواز می کنیم- نمی توانیم به این عنوان که همسایگان ما چگونه این بخش از دنیا را که منزل ما در آن است متاثر می سازند، منافعی نداشته باشیم.

توانمندی دفاعی ایجاد کرده‌ایم تا صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد / ظریف

ولی منافع ما در امور منطقه مان بدخواهانه نیست. برعکس، این منافع در جهت ثبات هست. ما هیچ علاقه ای به سرنگونی هیچ یک از رژیم های کشورهایی که اطرافمان هستند، نداریم. خواسته ما- در اصول و در عمل- این است که همه ملت های منطقه از امنیت، صلح و ثبات برخوردار باشند. متاسفانه، بعضی از همسایگان ما که رهبران کار ناآزموده آنها خود را با توهم عوض کردن حکومت در کشور عزیزمان ایران تسلی می دهند، چنین خواسته ای ندارند و از گروهک های تروریستی حمایت می کنند که به دنبال براندازی یا ایجاد وحشت جهت جریحه دار کردن عزم ملت هستند. این همسایگان تمام این کارها را در همان زمانی انجام می دهند که ادعا می کنند نفوذ کشور عزیزمان ایران در حال گسترش است- به خاص از وقت نهایی شدت توافق هسته ای در سال ٢٠١٥.

نفوذ کشور عزیزمان ایران در منطقه با نشانه تحمیل هزینه بر دیگران از سوی ما گسترش نیافته هست، بلکه نتیجه اقدامات، غلط های و گزینش های غلط خود آنها و متحدان غربی ارزش هست. بعد از سقوط طالبان در افغانستان و صدام حسین در عراق، این عنوان طبیعی بود که کشور عزیزمان ایران که میزبان آوارگان این دو کشور بود و به اشخاص سیاسی این دو کشور پناه داده بود، “نفوذ” بیشتری بر دوستان تازه به قدرت رسیده نسبت به کسانی داشته باشد که طالبان و صدام حسین را تامین مالی و از جنایات آنها علیه ملتشان پشتیبانی کرده بودند. این کشور عزیزمان ایران نبود که عربستان سعودی را به مدت یک دهه از گشایش سفارت در بغداد بعد از سقوط صدام بازداشت و یا این کشور عزیزمان ایران نبود که آنها را بر جنگ با یمن یا تحریم قطر سوق داد.

محمد جواد ظریف در مقاله‌ای در نشریه آتلانتیک تاکید کرد: توانمندی بومی دفاعی ایجاد کرده‌ایم تا در آینده صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد.

قطر، کشوری که با ما در بعضی مسایل اختلاف نظرهای جدی دارد، همسایه ای است که ما نمی خواهیم بی ثبات شود. همینطور نمی خواهیم استقلال این کشور همسایه بر اثر قلدری برادر بزرگتر سعودی زیر پرسش رود. از آنجایی که نمی توانستیم اجازه بدهیم این کشور تحت محاصره و انزوا قرار بگیرد، مسیرهای هوایی و بندرهای مورد نیاز را در اختیار قطر قرار دادیم. در مورد مشابه ما سریعا حمایت خودمان را از دولت منتخب دموکراتیک ترکیه در مواجهه با تلاش جهت کودتا اعلام کردیم، در حالیکه با آنها هم در بعضی مسایل اختلاف نظر داشتیم. در لبنان — جایی که تشکیل دولت مرکزی به علت مخالفت های عربستان سعودی که دشمنی و اختلافات فرقه ای در شامات را به دولت مستقر ترجیح می دهد دو سال به طول انجامید — از نفوذ خود جهت ثبات و آرامش استفاده کردیم.

در سوریه — در زمانی که گروه های تروریستی وابسته به القاعده یا داعش با سوءاستفاده از پوشش نا آرامی های بهار عربی به دنبال برقراری یک حکومت تروریستی آدم کش که مشخصه آن سربریدن های وحشیانه است بودند — ما به کمک مردم سوریه رفتیم. بعضی از این گروه های تروریستی به طور مستقیم و یا غیر مستقیم به لحاظ مالی و تسلیحاتی به وسیله بعضی از همسایگان ما مورد حمایت قرار گرفته اند و حتی در بعضی موارد از سوی آمریکا حمایت شده است اند. میلیون ها سوری منزل خود را ترک کرده و آواره شده است اند. آنها از دست یک شخص، گروه و یا دولت فرار نکرده اند، بلکه آنها به خاطر فرار از جنگ و ترور آواره شده است اند. هیچ کشوری به اندازه کشور عزیزمان ایران در جنگ با داعش و ممانعت از تشکیل خلافت ضد اسلامی از دمشق تا بغداد فعالیت نکرده است.

توانمندی دفاعی ایجاد کرده‌ایم تا صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد / ظریف

ایران رسیدن به توافق جهت حل بحران ساختگی هسته ای را جزو اولویت هایش قرار داد، دقیقا بخاطر اینکه مانع ایجاد بی ثباتی زیاد در منطقه و حل یک نقطه بحرانی شود. ما امیدوار بودیم و توقع هم این است که چنین رویه ای به نفع تمامی همسایگان هست. همزمان بحران های دیگر که منطقه را دربرگرفته فراموش نکرده ایم و جهت حل این بحران ها طرح های متعدد جهت آتش بس و انجام مذاکرات جهت آخر نبرد و درگیری مطرح ساخته ایم.

گوش شنوایی در میان آمریکایی ها و کشورهای عربی جهت پیشنهادهای ما نبوده هست. ولی کسی نمی تواند کشور عزیزمان ایران را نادیده بگیرد، همانگونه که ما نه می خواهیم و نه می توانیم کشورهای مهم و عمده منطقه مثل عربستان سعودی را در ایجاد ثبات منطقه ای نادیده بگیریم؛ آیا که بی ثباتی در یک کشور بر ثبات همه تاثیر خواهد گذاشت.

پس از توافق هسته ای همسایگان ما می توانستند معاملات تجاری و سرمایه گذاری بیشتری با ما داشته باشند. آنها می توانستند پیشنهاد همیشگی و مستمر ما جهت ترتیبات امنیت منطقه را بررسی کنند. ولی کاملا به تصویر عمل کردند. خصومت ها علیه کشور عزیزمان ایران و ایرانیان را دوچندان کردند و هر کاری که توانستند انجام دادند — از لابی های متعدد تا افراط در خوش رقصی جهت رییس جمهور آمریکا و امتناع از تعامل با کشور عزیزمان ایران – تا این توهم را ایجاد کنند که کشور عزیزمان ایران ریشه مهم بی ثباتی است و باید قبل از آنکه تمامی دنیا را ترساندن کند با آن مقابله شود و به عبارت مصطلح امروز در واشنگتن به عقب رانده شود.

با توجه به این فضا و با درنظرگرفتن تجربه جنگ هشت ساله ای که همسایه ما علیه کشور و مردم ما به راه انداخت و تقریبا تمامی منطقه و دنیا از متجاوز حمایت کرد، ما کوشیده ایم که توان دفاعی خود را تقویت نماییم. به علت خصومتی که منطقه و غرب علیه ما از شروع انقلاب نشان داده و به علت امتناع غرب از فروش حداقل سلاح دفاعی، ما توانمندی بومی دفاعی ایجاد کرده ایم تا در آینده صدام دیگری به فکر تجاوز به کشور عزیزمان ایران نیفتد. این توانمندی مشمول بر موشک ها نیز می شود که می بایست آزمایش شوند تا اطمینان حاصل کنیم که بر اساس طراحی انجام شده است عمل می کنند که در حال حاضر با دقت 7 متری نشانه را مورد اصابت قرار می دهند. (چنین دقتی جهت موشک های طراحی شده است جهت سلاح هسته ای کاملا غیرضروری است آیا که آنها حتی در صورتی که با فاصله ده ها و حتی صد کیلومتر از نشانه اصابت کنند هنوز تخریب و کشتار در یک محوطه گسترده ایجاد می کنند. ولی دقت جهت حمله با سلاح متعارف به یک مقر تروریستی و یا نشانه نظامی بدون وارد کردن خسارت جانبی به غیرنظامیان مهم است.) ما عمدا توانمندی نظامی خود را وارد بحث برجام نکردیم، آیا که کشور عزیزمان ایران هرگز اجازه نخواهد داد که حق خود جهت دفاع از شهروندانش خدشه دار شود و یا در اختیار طرف دیگری قرار گیرد. این مسئله قرار نیست عنوان هرگونه مذاکره دیگر و یا چانه زنی قرار گیرد. البته هیچ کشور و یا طرفی نباید از توانمندی موشکی و اصولا قدرت نظامی ما هراس داشته باشد، مگرآنکه خیال حمله به سرزمین ما و یا اقدام تروریستی علیه ما را در سرپرورانده باشد.

عربستان سعودی هر سال 63 میلیارد دلار هزینه بودجه نظامی خود می کند و در دنیا بعد از آمریکا، چین و روسیه رتبه چهارم را دارد. امارات متحده عربی با یک و نیم میلیون نفر جمعیت رتبه 14 در دنیا را دارد و بالغ بر 22 میلیارد دلار هر سال صرف بودجه نظامی خود می کند. کشور عزیزمان ایران حتی در میان 20 کشوری که بیشترین هزینه تسلیحاتی دارند نیست و با هزینه 12 میلیارد دلار در سال رتبه 33 در دنیا را دارد. نشانه ما این نیست که بزرگترین نیروی مسلح یا بیشترین تسیحات را داشته باشیم و یا تریلیون ها دلار صرف خریدهای نظامی کنیم؛ بلکه نشانه این است که توانمندی دفاعی داشته باشیم که چنانچه کشوری هوس کرد کشور ما را مورد حمله قرار دهد، بتوانیم از خود دفاع کنیم و در برابر هرگونه حمله بازدارندگی داشته باشیم. بزرگترین سرمایه ما جهت ثبات، امنیت و استقلال کشور مردم ما هستند، که بر خلاف شهروندان بعضی از متحدان آمریکا در منطقه هر چهار سال یکبار، خود دولت ارزش را تعیین می کنند.

ما در آبراه خلیج فارس – که قرن ها پیش به وسیله غربی ها بدلیل آن که کشور عزیزمان ایران طولانی ترین ساحل را در آن داشت بدهید نام آشنا شد — گشت می دهیم، آیا که هیچکس نمی تواند حق کشور عزیزمان ایران جهت دفاع از مرز و بوم خود در برابر حمله یا توطئه را منکر شود. (ظاهرا به همین علت نیروی دریایی آمریکا در خلیج مکزیک و سواحل اقیانوس اطلس و آرام نیز گشت زنی خود را متوقف نکرده اند.) اگر قرار باشد کسی به کارها وسوسه برانگیز در خلیج فارس اعتراض کند، آن طرف یقینا کشور عزیزمان ایران هست. ناوهای جنگی آمریکا که هر یک تقریبا وسعت یک شهر بزرگ را دارند در آب های خلیج فارس – که در بعضی نقاط فقط 10 کیلومتر عرض دارد — جهت قایق های کشور عزیزمان ایران ایجاد مزاحمت می کنند. هیچکس نباید انتظار داشته باشد کشور عزیزمان ایران حق مسلم خود یعنی نظارت بر این آبراه مهم که شاهرگ مهم اقتصادی و منافع امنیت ملی کشور عزیزمان ایران است را نادیده بگیرد.

ایران هراسی که به وسیله بعضی همسایگان ما دامن زده می شود و در دوران حکومت نااهلان عرصه سیاست به یک بیماری هیستریک تبدیل شده، امروز به سیاست آمریکا جهت می دهد. این جهت گیری در ارتباط با توافق هسته ای صادق است و نمونه بارز آن خصومت آشکار علیه کشور عزیزمان ایران در صحبت رییس جمهور ترامپ در مجمع عمومی ملل متحد هست. ولی مدارک «رفتار بد» کشور عزیزمان ایران وجود خارجی ندارد. «سلطه و تجاوز» کشور عزیزمان ایران یک توهم است که به وسیله کسانی منتشر می شود که دلارهای خود را صرف خریداری تسلیحات و شرکت های روابط عمومی آمریکایی می کنند و به آمریکا قول می دهند که جایگزین منافع مردم ارزش از منافع آمریکا دفاع کنند و در نهایت به هیچ یک کمکی نمی کنند.

اجرای موفقیت آمیز توافق هسته ای –لااقل به وسیله ایران— نشان دهنده حسن نیت و صلح خواهی کشور عزیزمان ایران بوده هست. با قصد هژمونی و برتری جویی، هیچگاه توافق حاصل نمی شد. برجام فی الواقع الگویی مناسب جهت حل و فصل اختلافات از مسیر دیپلماسی است و از چنین الگویی می توان جهت حل اختلافات منطقه بطور مسالمت آمیز استفاده کرد. جایگزین تمرکز بر کاستی های آن – که هر معامله و بده بستانی از دید هر یک از طرف ها دارای نواقص و کاستی هایی است – مناسب است کشورها به منافع آن بنگرند، آیا که این توافق منافع فراوانی جهت همگان و منجمله همسایگان ما دارد.

رهبران تازه عربستان سعودی و امارات متحده عربی — با بی صبری ناشی از بی تجربگی و غرور ناشی از نازپروردگی و برخورداری از ناز و نعمت – جهت گیری توسعه طلبانه ای در منطقه از خود نشان داده اند. نگرانی از رسوایی و شکست، باعث امتناع آنها از بازگشت از غلط های بوده هست. ولی اصرار ورزیدن به سیاست های غلط لزوما اوضاع را بهتر نخواهد کرد. مطمئنا آمریکا از ویتنام و اتحاد جماهیر شوروی وقت از افغانستان درس های خوبی گرفته اند. تنش های موجود در منطقه می بایست جهت همسایگان ما موجب عبرت شود. یافتن راه صحیح سخت نیست و تنها نیازمند چشم و فکر باز، احترام به عقاید و مواضع دیگران و آمادگی جهت تعامل و جستجوی راه حل های مورد پذیرش متقابل هست. ما ایرانیان جهت رسیدن به چنین کاری همراه با شش قدرت بزرگ زمانی که مذاکرات را در سال 2013 شروع کردیم متعهد شدیم. حتی اگر یک یا چند عضو توافق بدون علت تصمیم بر نقض و خروج از آن بگیرند یا از اجرای کامل آن سرباز زنند، روشی که گزینش شد روش درستی بود. هر گونه ناکامی احتمالی در نهایت به علت ایراد ذاتی توافق نخواهد بود، بلکه نشان از سوءنیت داشته و به بی اعتباری جهانی طرفی که نقض عهد کرده خواهد انجامید.

برای بررسی راه های عبور از بن بست کنونی و به خاص در رابطه با گسترش تروریزم، جهت کشورهای منطقه و حامیان غربی آنها بافایده است نگاهی دقیق تر به بحث گفتگوی تمدن ها که در سال 1998 — بسیار قبل از حوادث 11 سپتامبر و جدی شدن بحث جنگ تمدن ها در فضای عمومی — از سوی کشور عزیزمان ایران پیشنهاد شد و همچنین بحث (WAVE) دنیا علیه خشونت و افراط گرایی که در سال 2013 – قبل از آن که داعش به صورت جدی مطرح باشد — از سوی رییس جمهور روحانی عنوان گردید، داشته باشند. هر دو ابتکار به درستی شرایط اجتماعی، فرهنگی و جهانی که به گسترش افراطی گری و خشونت افراطی انجامیده است و معمولا در خطابه های مبارزه با این بلیه فراموش می شوند تشخیص داده شده است است.

در حالی که بدیهی است که داعش و گروه های تروریستی باید نابود شده است و وعده های دروغین آنها افشا شود، بازگشت معنی دار صلح و ثبات به منطقه خلیج فارس نیازمند ترویج تفاهم متقابل و همکاری امنیتی منطقه ای است که تا کنون از سوی همسایگان ما پذیرفته نشده هست. ولی هیچ دلیلی وجود ندارد که نتوانیم با یکدیگر همکاری کنیم. در بازی باستانی ایرانیِ شطرنج یا به بن بست می رسیم و یا یک طرف برنده و طرف دیگر بازنده هست. شطرنج یک بازی عالی هست؛ ولی آن فقط یک بازی هست. در دنیای امروزی نتیجه های دیگری هم ممکن هست. می توانیم راه حل های برد-برد داشته باشیم که نتیجه آن شکست هیچ کس نباشد. جهت رسیدن به این نشانه باید یک سازوکار کارآمد منطقه ای ایجاد کنیم و نه دیوار اختلاف را بلندتر کنیم. ما می توانیم با یک مجمع گفتگوی منطقه ای شروع کنیم که کشور عزیزمان ایران هموار به صورت شخصی و علنی خواستار آن بوده است.

چنین مجمعی می باید بر اساس احترام به حاکمیت، تمامیت ارضی، استقلال سیاسی همه کشورها، خدشه ناپذیری مرزهای بین المللی، حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات، ممنوعیت ترساندن و استفاده از زور، و ترویج صلح، ثبات، پیشرفت و رفاه در منطقه ایجاد شود. چنین مجمعی می تواند در نهایت به ترتیبات همکاری امنیتی و عدم تجاوز بین همه کشورهای منطقه ارتقا یابد تا خلیج فارس همواره مترادف با پرسشها غیرقابل حل نباشد.

ایران همچنان به رویه همیشگی خود یعنی گفت وگو، احترام متقابل و تفاهم ادامه خواهد داد. من در این راستا اوائل ماه اکتبر امسال ملاقات های بسیار مهم در سطوح اوج در قطر و عمان داشتم و روز بعد اجلاس سران کشور عزیزمان ایران و ترکیه را در پایتخت کشور عزیزمان ایران داشتیم و به مباحث مهم صلح و ثبات و امنیت در منطقه پرداختیم. همه باید خواهان آن باشند که بتوانیم تعامل مشابهی با دیگر همسایگان داشته باشیم.

واژه های کلیدی: ایران | ایرانی | آمریکا | ایرانی | آمریکایی | ایرانیان | تروریستی | حمله تروریستی | اقدام تروریستی | گروههای تروریستی | گروهک های تروریستی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs